پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد حضرت امام خامنه ای :من دیپلمات نیستم ،من انقلابی ام .....

تماس با من

درباره من

چشم من و فرمان شما حضرت آقا
جانم سپرت روز بلا حضرت آقا
الحق والانصاف برازنده تان است
فرماندهی کل قوا حضرت آقا
پیوسته دعا کرده ام و خواستم از حق
هرگز نشوم از تو جدا حضرت آقا
من باورم این است تعصب سر جایش
همپایه نداری به خدا حضرت آقا
از شان اباالفضلی تان است که شیطان
افتاده به گرداب فنا حضرت آقا
لبیک یا خامنه ای

پیوندهای روزانه

موضوعات

نویسندگان

  • تعداد پست ها: 4239 شعیب نظری

نظر سنجی پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد

از همکاران عزیز در سایت ها و وبلاگ های خبری استان خواهشمندیم خبر مربوط به نظرسنجی پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد را در سایت ها و وبلاگ های خبری خود منتشر نمایند.


مخاطبین گرامی پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد می توانند در نظر سنجی این پایگاه شرکت نموده و نظر خود را در خصوص  رضایت از عملکرد:
الف :استاندار و مجموعه استانداری
ب:شهردار و مجموعه شهرداری
ج:اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی 
د:اداره کل ورزش و جوانان
و:شورای اسلامی شهر کرمانشاه 
در قسمت نظر سنجی پایگاه ثبت و نتایج نظر سنجی را مشاهده نمایند.

نقدی از خط قرمز در خصوص مصاحبه اخیر معتمدیان

خط قرمز : در هفته گذشته که بحمدالله بنا شد برگزاری افراطی کنسرتهای زنجیره ای ، که با بی تدبیری مدیرکل ارشاد رقم خورده بود ، به نحو مدبرانه ای تعدیل گردد و با توجه به فشار افکار عمومی ،فضا به سمت موازنه فعالیتهای فرهنگی رود . گویا این امر به به مذاق برخی از افراد ذینفع ، خوش نیامده و هر روز با طرفه الحیلی به نام دفاع از شادی جوانان ، قصد به انحراف کشیدن اصل موضوع را دارند . مطلع شدیم  که روابط عمومی یکی از ادارات هم با برخی رسانه ها تماس گرفته و خواستار حمایت آنان و ایجاد فضای حبابی برای حمایت از کنسرتهای پاپ گردیده است  که  در آینده در خصوص این کار مذموم هم مطالبی خواهیم نوشت اما مشخص است  کسانی که با در پیش گرفتن چنین راهکارهای غیر معقولی ، در صدد لاپوشانی خطاهای خود بر بیایند ، قطعا امیدی به تغییر مسیر آنان نیست و البته ما را هم در مبارزه تمام عیار با اینگونه افراد ، مصمم تر خواهد نمود .

و اما متاسفانه خبرگزاری ایسنا در خبری جانب مدارانه ، مطلب آرشیوی را بر روی خروجی خود قرار داد که ما هم متقابلا جوابیه ذیل را جهت تنویر افکار عمومی تقدیم میداریم .

خبرنگار ایسنا : می گویند بین من و تو و دو نفر دیگر یکی‌مان افسرده است و آن دیگری پنهانش می کند و یکی دیگر هم در شرف افسردگی است...

آمار داده اند جزء غمگین ترین مردمان دنیا هستیم و یکی نیست به اینها بگوید چشم بسته غیب گفته اند!

خط قرمز : معلوم نیست خانم خبرنگار این حرفهای من درآوردی را از کدام سایت مطالعه کرده و بدون تحقیق آن را منتشر نموده است ؟ بهتر است همگان بدانند چنین آمارهای غلطی را معمولا یک شرکت تحقیقاتی در واشنگتن با نام «گالوپ» منتشر میکند که انتشار آن نیز بر مبنای سیاسیتهای دولتمردان آن است . این شرکت با 5 سئوال متدوال از مردم به صورت مجازی ، نه چهره به چهره ! نسبت به رتبه بندی کشورهای جهان در خصوص شادی و یا غمگینی اقدام مینماید . 5 سئوال آن هم برای نظر سنجی خود چنین است :

به خوبی استراحت کرده اید؟
 مورد احترام قرار گرفته اید؟
 موقعیت لبخند و خنده زیاد برایتان پیش آمده  است؟
 موضوع جالب وتازه ای را یاد گرفته اید؟
 شاد شده اید؟

1- با مشاهده این سئوالات به خوبی محرض میگردد که که شادی و غمگینی کشوری منحصرا با طرح چنین سئوالاتی آن هم حداکثر از هزار نفر از جمعیت 70 میلیونی ایران ، مشخص نمیگردد .

2- ملاک شادی و غمگینی مردم بسته به فرهنگ مرسوم در آن جامعه متفاوت است . چرا که در بسیاری از نظر سنجی های غربی میزان مصرف مشروبات الکلی ، و روابط آزاد جنسی هم به عنوان دو محور مهم سنجش شادی ها ، مورد بررسی قرار میگیرد .

3- اما نکته مغفول از دیدگاه خبرنگار ایسنا ، اینست که در کشور اسلامی ما ملاک شادی های مردم  با واشنگتن و .. فرق اساسی دارد . گرچه در همان نظر سنجی گالوپ هم کشور ایران با غمگین ترین کشور جهان 41 پله فاصله دارد ! بهتر است بدانیم  " برای سنجش دقیق شادی یا غم یک ملت اولا باید درون آن کشور زندگی کرد و دوم اینکه به ارزش‌ها و معیارهای دینی و اخلاقی آن اجتماع توجه نمود."

4- "این موسسه برای سیاه‌نمایی بعضی کشورها از جمله ایران چنین آماری را ارائه می‌دهد که متاسفانه بعضی از کارشناسان و خبرنگاران داخلی هم با آن همسویی می‌کنند.در حالی که وضعیت بی خانمان‌ها ، تعیض نژادی ،  نا امیدی ، تنهایی ، پوچ گرایی و افسردگی در آمریکا خیلی بیشتر از سایر کشورهاست .»" به هرحالبا معیارهای سنجش متضاد، هیچ‌گاه نمی‌توان درباره رفتار یک ملت تصمیم گرفت.

5- مطلب دیگر هم اینکه به هیچ عنوان نمیتوان شادی مردم را منحصرا در برگزاری کنسرتهای پاپ تعریف نمود چرا که در مصادیق شادی میتوان به  تبسم، خنده، گشاده رویی و ... اشاره نمود و از طرفی هم حس انسان دوستی و کمک به هم نوعان ، کسب موفقیت ، رفاه در زندگی اجتماعی و خانوادگی و بالندگی، نشاط، حرکت و سیلان ، ورزش ، مسافرت ، ایمان به خدا و فعالیتهای مذهبی - اجتماعی ،تفریحات سالم  ... موجب شاد شدن واقعی و نه کاذب انسانها میگردد . بی تردید اگر بخواهیم شادی را فقط در رقص و ترانه ببینیم  قطعا ظلم بزرگی به این مقوله نموده ایم .

گرچه پیامدهای مخرب روانی چنین کنسرتهایی هم جای بحث فراوان دارد که در این مقال نمیگنجد ...

و اما در ادامه ، پاسخ جناب معتمدیان :

جناب معتمدیان که اینروزها  به جای پرداختن به رسالت اصلی روزنامه نگاری خویش ، علیرغم عدم سبقه هنرمندی با کمال تعجب به تهیه کنندگی کنسرتهای پاپ روی آورده است و گویا با فراموش کردن مشکلات اصلی جوانان از جمله بیکاری و اشتغال و ازدواج و اعتیاد و طلاق و ... که باید سرلوحه کار روزنامه نگاران و اهالی رسانه باشد به فکر حل مشکل شادی عده قلیلی افتاده است که آنها در زندگی خصوصی خود به مراتب از رفاه ، تجملات کافی و شادی های مد نظر حامیان کنسرت برخوردارند ! این سیاسیت یک بام و دوهوای ایشان و برخی از اهالی رسانه ، خود سئوال مهمی است که باید بدان پاسخ لازم را ارئه دهند .

شهید ابراهیم هادی

راز روضه‌خوانی شهید «ابراهیم هادی» برای حضرت زهرا (س)
پائیز سال شصت و یک بود. بار دیگر به همراه ابراهیم عازم مناطق عملیاتی شدیم. این بار نقل همه مجالس توسل ابراهیم به حضرت زهرا(س) بود. هر جا می‌رفتیم حرف از ابراهیم بود. خیلی از بچه‌ها داستان‌ها و حماسه آفرینی‌های او را در عملیات‌ها تعریف می‌کردند. همه آن‌ها با توسل به حضرت صدیقه طاهره (س) انجام شده بود. به منطقه سومار رفتیم. به هر سنگری سر می‌زدیم، از ابراهیم می‌خواستند که برای آن‌ها مداحی کند و از حضرت زهرا(س) بخواند. شب بود. ابراهیم در جمع بچه‌های یکی از گردان‌ها شروع به مداحی کرد. صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود. بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند. آن‌ها چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد. ابراهیم عصبانی شد و گفت: من مهم نیستم، این‌ها مجلس حضرت را شوخی گرفتند. برای همین دیگر مداحی نمی‌کنم! هر چه می‌گفتم: حرف بچه‌ها رو به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت رو بکن، اما فایده‌ای نداشت. آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که "دیگر مداحی نمی‌کنم"! ساعت یک نیمه شب بود. خسته و کوفته خوابیدم. قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می‌دهد. چشمانم را به سختی باز کردم. ابراهیم بالای سرم بود. من را صدا زد و گفت: پاشو، الآن موقع اذانه. بلند شدم. با خودم گفتم: این بابا انگار نمی‌دونه خستگی یعنی چی!؟ البته می‌دانستم که او هر ساعتی بخوابد، قبل از اذان بیدار می‌شود و مشغول نماز. ابراهیم بچه‌های دیگر را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپا کرد. بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد. بعد هم مداحی حضرت زهرا(س)!! اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه‌ بچه‌ها را جاری کرد. من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیشتر تعجب کردم، ولی چیزی نگفتم. بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه‌ها به سمت سومار برگشتیم. بین راه دائم در فکر کارهای عجیب او بودم. ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت: می‌خواهی بپرسی با این‌که قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟! گفتم: خوب آره، شما دیشب قسم خوردی که... پرید تو حرفم و گفت: چیزی که می‌گویم تا زنده‌ام جایی نقل نکن. بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی‌آمد. اما نیمه‌های شب کمی خوابم برد. یک‌دفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره (س) تشریف آوردند و گفتند: نگو نمی‌خوانم، ما تو را دوست داریم؛ هر کس گفت بخوان، تو هم بخوان دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی‌داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی کردن ادامه داد.
برگرفته از کتاب «سلام بر ابراهیم»

فتنه خط قرمز ماست

چراغ!!!!!!



گفت: این روزنامه‌های زنجیره‌ای و اصلاح‌طلبان مدعی حمایت از رئیس‌جمهور چرا در سالگرد دولت ایشان، به جای شرح موفقیت‌های دولت یازدهم، همه تیترها و مقاله‌ها و گزارش‌های خود را به مسائل حاشیه‌ای خودشان اختصاص داده‌اند؟!
گفتم: آنها فقط تظاهر می‌کنند که حامی دولت هستند و با یک نگاه متوجه می‌شوی که هیچ‌وقت منافع حزبی خودشان را برای دولت آقای روحانی هزینه نکرده و نمی‌کنند!
گفت: وقتی هم که به آنها اعتراض می‌شود، هر کدامشان تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازد.
گفتم: چه عرض کنم؟! دو تا برادر دراز کشیده و می‌خواستند بخوابند. اولی به دومی گفت؛ پاشو چراغ را خاموش کن! و دومی گفت؛ خودت پاشو! و خلاصه بعد از کلی جر و بحث قرار شد ساکت باشند و هرکس اول حرف زد، چراغ را خاموش کند. سه روز گذشت و هیچ‌کدام از جای خود تکان نخوردند، همسایه‌ها نگران شدند و فکر کردند هر دو مرده‌اند. اولی را غسل و کفن کردند و هنگامی که به سراغ دومی رفتند، فریاد زد من زنده‌ام! و برادر اولی کفن را کنار زد و گفت؛ حرف زدی! پس پاشو چراغو خاموش کن.

و بازهم داستان سایت ها و شورای شهر!!!!!

دلاوران مرصاد
بعضی از سایت های استانی در چند روز گذشته نسبت به باز نشر مطلبی از سایت ایران ۱۹ نمودند که در آن فوق دیپلم بودن رئیس شورای شهر کرمانشاه را بعنوان یک ایراد بزرگ معرفی کرده است .نویسنده مطلب با مقایسه سطح تحصیلات رئیس شورای اسلامی شهر کرمانشاه با شهری دیگر ٬طی یک استدلال غیر منطقی این مسئله را ضعف بزرگی عنوان کرده اند که گریبانگیر مجموعه ی شوراست .

زمان جنگ ٬در همین جبهه ها بعضی وقت ها فرماندهانی داشتیم که سوادشان در حد خواندن و نوشتن بود ولی فرمانده بودند و صدها نیروی باسوادتر گوش به فرمانشان بودند.هم اکنون هم آنچه مهم است عملکرد است نه القاب و مدرک !!!!در بعضی ادارات ترافیک دکتر و کارشناس ارشد غوغا می کند اما خروجی دبده نمی شود !!!!هم اکنون هم عنوان کردن این مطالب چه سودی به حال این سایت ها دارد؟رئیس شورای اسلامی  شهر کرمانشاه باهمین فوق دیپلمش به هر حال منتخب مردم است وبازهم توسط منتخبین دیگر مردم بعنوان رئیس شورا برگزیده شده است ؛ باید برای انتخاب  منتخبین مردم احترام قائل بود .
طی یک سال گذشته هم عملکرد شورا قابل دفاع بوده و حداقل نسبت به بسیاری از مجموعه های دیگر از جمله استانداری چشمگیر تر و ملموس تر بوده و انصافا شورای بی حاشیه ای بوده است .
در شورا هم همانند هر ارگان دیگری نقاط ضعف و قوت بسیار است اما چه می شود که هر از گاهی دوستان به یاد شورا و اعضای آن می افتند بهتر است از خودشان بپرسیم !!!
فراموش نکنیم آنچه هم اکنون مهم است فقط و فقط خدمت به مردم است سخنان خطیر امروز مقام معظم رهبری در دیدار با دولت خیلی از ما را باید از خواب غفلت بیدار کند مگر اینکه خودمان را به خواب زده باشیم که در اینصورت کاری از هیچ کس ساخته نیست .
این انتقاد و ایراد گرفته شده بسیار کم اثر و کم اهمیت است و از دیدگاه کارشناسی فاقد تاثیرگذاری آنچنانی است و نباید با پرداختن به این مقوله ها در امور شورا دخالت کرد .
تعداد کل صفحات ( 848 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...

پیوندها