پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد
 
حضرت امام خامنه ای :من دیپلمات نیستم ،من انقلابی ام .....

دلاوران مرصاد

ضربه‌ای که" آخوندِ اشرافی" به اسلام و انقلاب و ولایت می‌زند، هزاران بی‌حجاب و بدحجاب هم نمی‌توانند بزنند.
به گزارش جهان به نقل از پارس، سیدمحسن میرشمسی فعال رسانه ای در صفحه اجتماعی خود نوشت:   
من از " آخوندِ اشرافی" متنفرم! 
 
اینقدری که من از " آخوندِ اشرافی" متنفرم، از بادمجان و کدو و هویج پخته تنفر ندارم. 
 
این برکات خدا هرچند شدیداً در نزد من منفور هستند اما حداقل یک خاصیتی دارند ولی " آخوندِ اشرافی" چه؟ 
 
من با " آخوندِ پولدار" مشکل ندارم اما از " آخوندِ اشرافی" تنفر دارم. 
 
بزرگترین خطر از تاریخ صدر اسلام تاکنون همین آخوندهای اشرافی هستند نه چهار تا آدمِ ساده. 
 
ضربه ای که " آخوندِ اشرافی" به اسلام و انقلاب و ولایت می زند، هزاران بی حجاب و بدحجاب هم نمی توانند بزنند. 
 
اینقدری که یک " آخوندِ اشرافی" می تواند مردم و جوانان را دین زده و لامذهب کند، موبایل و اینترنت و ماهواره و هزاران سریال فاسد هم نمی تواند بکند. 
 
تهدیدی که " آخوندِ اشرافی" متوجه نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی می کند، استکبار جهانی هم نمی تواند بکند. 
 
آخوندهایِ اشرافیِ صاحبِ قدرت و ثروت و نفوذ حالش را می برند اما فحشش را اسلام و انقلاب و نظام و امام و رهبری و روحانیون سالم می خورند! 
 
توی همین فیس بوک می توانید چند تا از همین آخوندهای اشرافی را بیابید؛ مریدان و چابلوسان و نوکرانِ آستانِ حضرت ابوالاشراف! 
 
به قول یک دوست، اینها از صدر اسلام با صدای شکستن طلاهای طلحه و زبیر به ما ارث رسیدند و افتادند توی دامن انقلاب! 
 
---------- 
پ. ن: 
 
۱- اماما! روحت شاد. نیستی ببینی آخوندهای فاسد و اشرافی را! تو انقلاب کردی و در اوج سادگی زیستی و رفتی اما بعضی ها از کنار انقلابِ تو، خوب خوردند و بردند! 
 
۲- به اعتقاد من اکثریت روحانیون سالم و ساده زیست هستند اما همین معدود آخوندهای اشرافیِ فاسد نگاه ها را به کلّ جامعه روحانیت محترم منفی می کند!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1393/02/3 توسط شعیب نظری
صادق زیباکلام در روزنامه اعتماد نوشت:

بیش از 90 درصد جمعیت کشور خود را مستحق دریافت یارانه اعلام کرده‌اند. آیا به راستی اینچنین است و 90 درصد جمعیت ایران گرفتن 45500 تومان در ماه برایشان ضروری است؟

از آنجا که هیچ مکانیزم علمی و سازوکار اصولی نه از جانب دولت و نه از جانب مجلس برای تشخیص یارانه‌بگیرها وجود نداشت، دولت فقط از مردم به صورت عام خواهش و تمنا کرد که آنها که تمکن مالی مناسبی دارند ثبت‌نام نکنند. اما استدعا، خواهش و تمنای دولت ظاهرا حاصلی به بار نیاورد و همانطور که پیش‌تر گفتیم بیش از 90 درصد مردم مجددا ثبت‌نام کرده‌اند.

اصولگرایان که منتظر فرصت بودند بلافاصله از نمد توجه نکردن مردم به استدعا و تقاضای دولت روحانی یک کلاه شیک و آبرومند دوختند و با مسرت نوشتند و گفتند که دولت روحانی محبوبیتش را از دست داده. به زعم اصولگرایان، اگر مردم این دولت را قبول می‌داشتند و برایش تره خرد می‌کردند، محض گل روی دولت تدبیر و امید هم که شده بود دست کم بخشی از آن 19 میلیونی که به او رای دادند ثبت‌نام نمی‌کردند.

حرف اصولگرایان اتفاقا درست است. اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار می‌بود و اگر کسر قابل توجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل می‌شدند، در آن صورت میلیون‌ها نفر که واقعا هم نیازی به این 45500 تومان ندارند، نباید ثبت‌نام می‌کردند. اما اصولگرایان متوجه نیستند که با طرح این استدلال دارند شاخه‌یی را می‌برند که فقط روحانی و دولتش به روی آن ننشسته‌اند بلکه قدری بالاتر، خود اصولگرایان هم اتفاقا همان‌جا نشسته‌اند. به عبارت دیگر، گر حکم شود که مست گیرند، خیلی‌های دیگر هم اتفاقا مشکل پیدا می‌کنند.

آیا اصولگرایان مطمئن هستند که اگر در زمان دولت طیبه آنها می‌بود و آقای احمدی‌نژاد از مردم خواسته بودند که ثبت‌نام نکنند آیا غیر از این می‌شد که در زمان آقای روحانی اتفاق افتاد؟ اتفاقا و با توجه به اینکه حامیان آقای احمدی‌نژاد بیشتر اقشار و لایه‌های کم‌درآمدتر جامعه هستند، آمار ثبت‌نام نکرده‌ها حتی در دولت آقای احمدی‌نژاد از این هم کمتر می‌شد. اصولگرایان فراموش کرده‌اند که بسیاری از نمایندگان و چهره‌های شاخص اصولگرایان از مردم خواستند که ثبت نام نکنند.

اگر بی‌اعتنایی مردم به تقاضای دولت روحانی در انصراف از ثبت‌نام را حجتی بر کاهش و افت جایگاهش بدانیم در آن صورت این فقط دولت علیه نیست که با مشکل افت جایگاه و بی‌اعتنایی مردم روبه‌رو شده، دیگران هم وضع خیلی بهتری ندارند.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1393/02/3 توسط شعیب نظری
دلاوران مرصاد

بالاخره موفق شده بود که پس از گذراندن هفت خوان رستم ؛وام ۲۰میلیون تومانی اش را بگیرد.وام ۵ساله ای که باید ماهیانه ۵۸۷هزارتومان قسطش را بپردازد.به عبارتی در ازای دریافت ۲۰میلیون تومان باید طی ۵سال ۳۵میلیون تومان به بانک بر گرداند .

این واقعیت بانکداری بدون ربای این روزهای ماست ؛همه چیز روی کاغذ با آنچه که از سیستم رایانه بانک ها خارج می شود زمین تا آسمان فرق دارد.

به شما می گویندنرخ  وام ۲۸درصد است اما رایانه حداقل ۳۲درصد را به حساب شما خواهد گذاشت وبا ادامه این روند نرخ سود تسهیلات اعطایی بانکها روزبه روز به مرز ۴۰درصد نزدیکتر می شود.
احمقانه ترین  پاسخ هم این است که وقتی خود بانکها به سپرده های مردم ۲۵تا ۲۸در صدویا بیشتر سود می دهند باید هم نرخ سود تسهیلات را بالا ببرند چرا که نرخ تمام شده ی پول برای بانکها گران خواهد نشست .
اما همانطور که گفته شد این احمقانه ترین پاسخ است چرا که باید اول پرسید چرا بایدبانکها اقدام به جذب سپرده هایی با این نرخ  کنند ؟و اصولا چه لزومی دارد که بانکها برای ترغیب مشتریان به سپرده گذاری سود وسوسه انگیزی را پیشنهاد دهند؟!
پاسخ بسیار ساده است !بانکها به علت بیمار بودن سیستم اجرایی و برنامه ریزی دچار حفره های وحشتناکی شده اند و برای پر کردن این حفره ها و کسری هاباید هر از چند گاهیبه طرق مختلف  دست به دامن مردم بشوند وچون بانکهای ما هیچ گونه خدمات جذاب دیگری برای جذب مشتری و کشاندن سرمایه های نقدی ارزان قیمت ندارند!و دقیقا از روی دست هم تقلب کرده و  هیچ گونه خلاقیت و نوآوری هم در سیستم آنها به چشم نمی خورداین بحران هر روز حادتر می شود.
بانکهای ما عملا مانند چند  سوپر مارکت همجوار عمل می کنند که همگی تعداد محدودی کالا را عرضه می کنند و باهم قیمت فروش را بالا می برند  و پولی راکه  از مردم بعنوان کالای فروش جذب می کنند با نرخ سود بیشتری در مجددا به مردم می فروشند  و تقریبا می شود گفت که از سیستم خدمات رسانی دور و به دلالی نزدیک شده انددراین میان بانکهایی وجود دارند که فقط در حد یک تابلو وبرند هستند و شما به هیچ وجه نمی توانید متوجه فلسفه وجودی شعب آنها شوید.
درصد بسیار بالایی از منابع مالی کشور در بانکها بصورت سپرده های کوتاه و بلند مدت با نرخ سود بالا جذب می شود ؛سپرده هایی که اگر توسط بانکها جمع آوری نشود به ناچار توسط خود مردم به چرخه بازار و اقتصاد تزریق می شود.
اما بانکها و موسسات با ایجاد شعبات مویرگی  در تمام نقاط کشور سرمایه های مردمی را جذب و به مراکز قدرت انتقال می دهند و این سرمایه ها اغلب در مراکز چند استان خاص سرمایه گذاری می شود.
مناطق محروم همیشه محروم می مانند و مناطق آباد آبادتر می شوند .
تصور کنید فردی سرمایه مازاد بر نیازش را به دلیل جذابیت بیش از حد نرخ سود بانکی به بانک می سپارد ؛از طرفی دیگر یک فعال اقتصادی به آن سرمایه برای توسعه کسب و کارش نیازمند است در این میان بانک فقط یک واسطه است که باعث بالا رفتن بی جهت نرخ پول و در نتیجه رکود و تورم می شود.
متاسفانه هیچ دولتی هم تا کنون موفق نشده است افسار لجام گسیخته این معضل را به دست بگیرد چرا که بانکها ابزار بی چون و چرای قدرت را در دست دارند و آنهم پول است و هر از چند گاهی خبر پاداش های میلیاردی هییت مدیره آنها به گوش می رسد که بابت تیشه زدن به ریشه اقتصاد این مملکت به خود اهدا می کنند.
نکته جالبتر اینجاست که اگر تراز مالی شعب مختلف بانکها را بررسی نمایید متوجه می شوید که تماما به جز معدودی سالانه زیانهای آنچنانی را در بیلان خود به نمایش می گذارند ؛اما شما هیچ وقت شاهد ورشکستگی یک بانک نخواهید شد .واصولا در کشور ما هیچ بانکی ورشکسته نمی شود ولی در اقتصاد اروپا و آمریکا تا نسیمی بر خلاف موازین اقتصادی بوزد چندین بانک ورشکست می شوند.
بعضی ها می گویند باید نرخ سود پرداختی به سپرده های مردم را تک رقمی کرد و بعضی ها هم.به وضعیت کنونی رضایت می دهند که هر دو سخت در اشتباهند .
اگر فکر می کنید که بانکها درآمدهای خود را از محل سود پرداخت تسهیلات تامین می کنند بدانید سخت در اشتباه هستید .چرا که با یک حساب دو دوتا چهارتای ساده متوجه همه چیز خواهید شد بانکها و صاحبان بانکها در پشت پرده و با پول و سرمایه مردم کسب و کار پر رونقی برای خود راه انداخته اند..
به هر حال سیستم بانکداری ما به سرعت در حال فاصله گرفتن از بانکداری اسلامی است و هیچ کس هم شهامت برخورد باآنها را ندارد  و باید روز به روز شاهد اثرات مخرب و زیان بار آنها بر اقتصاد خود باشیم و مردم هم روز به روزبه بانکها مقروض تر شده و معوقات بانکی با سرعت خیره کننده ای رشد کند


مدیران و مسؤلین اقتصادی کشور باید بدانند که بانکداری ۴۰درصدی به هیچ وجه بانکداری بدون ربای اسلامی نبوده و نخواهد بود و سالهاست که داد مراجع عالیقدررا نیز در آورده است .

شعیب نظری 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1393/02/3 توسط شعیب نظری

دلاوران مرصاد به نقل از توسعه:
فریدون معتمدیان تهیه کننده این کنسرت در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه کرمانشاه، عنوان کرد: به منظور ارتقاء هر چه بیشتر سطح موسیقی استان تصمیم گرفتیم تا در طول سال جاری از خوانندگان مطرح کشور در زمنیه موسیقی پاپ و سنتی برای اجرای کنسرت در کرمانشاه دعوت کنیم.
وی افزود: در همین راستا مرتضی پاشایی خواننده مطرح پاپ کشور روزهای 14 و 15 اردیبهشت ماه سال جاری در تالار انتظار کرمانشاه کنسرت می دهد.
به گفته معتمدیان در هر روز دو اجرا در ساعت های 18 و 21 برای علاقمندان برگزار می شود.
وی خاطر نشان کرد: برای اولین بار خرید بلیت کنسرت در کرمانشاه به صورت اینترنتی انجام می شود و علاقمندان می توانند بلیت های این کنسرت را با قیمت های 30، 40، 55 و 65 هزار تومان با مراجعه به سایت iranconcert.com تهیه کنند.
به گفته معتمدیان در این کنسرت 20 قطعه از بهترین آهنگ های آلبوم های منتشر شده از مرتضی پاشایی برای علاقمندان اجرا خواهد شد که بیشتر آهنگ ها از آلبوم «یکی هست» انتخاب شده است.

وی خاطر نشان کرد: در اجرای این کنسرت، مهدی کرد، حامد طاهری، پیمان عیسی زاده، انوشیروان تربتینه زاد، روزبه پهلوان نژاد، فرشید ادهمی، حسین کیا، مهران مریخ، محسن حسن نیا، عباس حسین دخت، مهدی طیبی و کسری خدیور (نوازنده کرمانشاهی) مرتضی پاشایی را همراهی خواهند کرد.

معتمدیان در پایان خاطر نشان کرد: برگزاری این کنسرت با همکاری انجمن موسیقی کرمانشاه صورت گرفته است. 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری
دلاوران مرصاد

چه کسی گفته باید ادعای بی‌بی‌سی را باور کنیم؟!

اصلاً چه کسی گفته است ما باید ادعای "درگیری و ضرب و شتم شدید! زندانیان بند 350 زندان اوین توسط مأموران زندان" راکه عمدتاً از سوی رسانه‌های معاند و مخالف جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، باور کنیم؟!

اصلِ این ماجرا مثل همه ماجراهای مورد ادعای جریان ضدانقلاب که پیش‌تر هم مطرح می‌شد، مشکوک و از اساس و پایه مورد تردید و زیرسؤال است.

دقیقاً همانند ادعای ضرب و شتم دختران میرحسین موسوی توسط مأموران وزارت اطلاعات که نهایتاً مشخص شد دختر موسوی ابتدا به سمت مأمور وزارت اطلاعات حمله‌ور شده و درگیری را شروع کرده است و ضرب و شتم خاصی هم در کار نبوده است.

وقتی شبکه بی‌بی‌سی وابسته به وزارت خارجه دولتِ خبیثِ انگلیس که همین چند روز پیش گزارش حقوق بشری علیه ایران منتشر کرد، صحنه‌گردانی این شایعات و ادعاها و خبرسازی‌ها را برعهده دارد، مشخص است که اصل ماجرا از چه قرار است!

بی‌بی‌سی با داخل زندان تماس تلفنی برقرار می‌کند و زندانیان هم که تبلت و موبایل داشتند، پس چرا فیلم یا عکسی از صحنه درگیری و ضرب و شتم‌ زندانیان تهیه نکرده‌اند که ادعای‌شان مستند باشد؟

نگویید که زندانیان نمی‌توانستند از صحنه درگیری مورد ادعای این جماعت عکس یا فیلم بگیرند. اگر درگیری مورد ادعای اینها شدید بوده، پس قاعدتاً حواس همه مأموران باید به درگیری بوده و به قول این رسانه‌های آن‌ور آبی، مأموران باید مشغول ضرب و شتم شدید زندانیان بوده باشند و لذا سایر زندانیان هم می‌توانستند به صورت پنهانی این صحنه را ضبط کنند، پس چرا این خبر صرفاً در حد یک ادعا و بدون انتشار هیچ‌گونه سند و مدرک منتشر می‌شود؟!

اینها که به راحتی با بی‌بی‌سی تماس تلفنی برقرار می‌کنند، می‌توانستند در زمان درگیری هم حداقل یک تماس تلفنی برقرار کنند و صدای داد و بیداد و فریادهای ناشی از این درگیری مورد ادعا را در بی‌بی‌سی پخش کنند!

ضمناً صحبت‌هایی که رسانه‌های آن‌ور آبی از قول خانواده‌های زندانیان منتشر کرده‌اند نیز نمی‌تواند به عنوان سندِ وقوع این اتفاق مورد استناد قرار بگیرد، چراکه این صحبت‌ها هم فقط صرفاً چند ادعاست؛ آن‌هم ادعاهای هماهنگ‌!

بندهِ حقیر هم می‌توانم هزاران ادعا را مطرح کنم و هیچ سندی هم برایش منتشر نکنم و اصرار هم داشته باشم که همه باید ادعاهای من را باور کنند.

مثلاً من ادعا کنم که یک بار خواستم با میرحسین موسوی مصاحبه بگیرم اما محافظان وی من‌را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و موسوی هم با حرکت سر، اقدام محافظان خود را تأیید و تحسین کرد. 

آیا این ادعای من را باید همه باور کنند؟!

ادعای ضرب و شتم شدید زندانیان بند 350 زندان اوین هم همین شرایط را دارد!

چه کسی گفته ما باید ادعای این رسانه‌ها راکه دشمنی‌شان با جمهوری اسلامی ثابت‌شده است، باور کنیم؟!

این پروژه مطمئناً بی‌ارتباط با مذاکرات هسته‌ای نیست؛ مذاکراتی که غربی‌ها علاقه دارند موضوعات حقوق بشری را هم وارد آن کنند!

بالاخره این روزها بهانه حقوق بشر برای فشار به ایران و تحریم ملت ایران به کرات از سوی غربی‌ها مطرح می‌شود تا روزنه‌ای برای تداوم فشارهای اقتصادی به جمهوری اسلامی و تحریم ملت ایران همواره فراهم باشد.

ادعای ضرب و شتم زندانیان بند 350 زندان اوین هم می‌تواند یک درگیری کاملاً ساختگی به منظور مستندسازی برای تداوم فشارهای حقوق بشری به ایران باشد.

یعنی خبر بسازند عده‌ای تا بهانه باشد در دست عده‌ای دیگر که تحریم کنند ملت ایران را!

علی ایحال این ادعا را نمی‌شود باور کرد!

هرچند که وزیر دادگستری گفته یک درگیری خیلی جزئی و مختصر بین دو نفر از زندانیان با مأموران بوده که شروع‌کننده این درگیری هم دو نفر از زندانیان بوده‌اند با این حال رئیس سازمان زندان‌ها که مرجع اصلی و ذیربط در این زمینه است، از اساس این درگیری را تکذیب کرده است!

در هر صورت باز هم این ادعا از اساس زیر سؤال و مورد تردید است و حتی اگر گفته آقای وزیر دادگستری درست باشد، این رسانه‌های معاند هستند که در این زمینه از کاه، کوه ساخته‌اند و در بوق و کرنا کرده‌اند!




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری
دلاوران مرصاد

از همان دقایق اولیه برنامه نود دیشب بوی حاشیه به مشام می رسید ؛پس از اظهار نظر خادم در خصوص بدهی هفتاد میلیاردی پرسپولیس که پنجاه میلیارد تومان آن را متعلق به دوران مدیریت سردار رویانیان دانست سردار رویانیان در واکنش به این برنامه گفت :خادم دروغ بزرگی گفت و متاسفانه برنامه عادل فردوسی پور هم این دروغ بزرگ را بصورت زنده پخش نمود و ثابت کرد که پهلوانی مرده است .
به هر حال سردار رویانیان در مقابل اتفاقات رخ داده در برنامه دیشب نود قصد شکایت از خادم و فردوسی پور را دارد و باید منتظر مابقی ماجرا بود .




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری



مجتبی شاکری عضو جمعیت ایثارگران و شورای شهر تهران در گفت‌وگو با فارس در واکنش به اظهارات اخیر خاتمی مبنی بر دفاع تمام قد وی از جمهوریت نظام اظهار داشت: خاتمی کوتاه‌قدی خود را در فتنه ۸۸ نشان داده چرا که وی و همفکرانش در سال ۸۸ با اقدامات خود استقلال و جمهوریت نظام را زیر سؤال بردند.


وی ادامه داد: نظام جمهوری اسلامی اصول و خطوط قرمز مشخصی دارد که اگر کسی خود را مدافعش می‌داند باید به آن پایبند باشد بنابراین نظام جمهوری اسلامی ایران نیازی به دفاع تمام‌قد افرادی چون خاتمی ندارد چرا که این نظامی مردمی است و مردم در پای آرمان‌ها و اصول انقلاب خود ایستاده‌اند.

 

شاکری با اشاره به هنجارشکنی‌های خاتمی و همفکرانش در سال ۸۸ تصریح کرد: در سال ۸۸ شاهد بودیم که وی و همفکرانش در مقابل شعارهای فتنه‌گران ۸۸ مانند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و «شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه» سکوت کردند که این امر موجب گستاخی فتنه‌گران و نظام استکبار شد.

 

عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در پایان تأکید کرد: گفته می‌شود که خاتمی قصد اظهار ندامت و پشیمانی از اقدامات خود در سال ۸۸ دارد که اگر چنین پشیمانی برای او حاصل شده بهتر است صریحا اعلام کرده و تبری خود را از شعارها و رفتارهای ساختارشکنانه بیان کند.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری
  

وحید معلم در فیسبوک نوشت:

در ایام متوکل عباسی زنی ادعا کرد که من حضرت زینب هستم و متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از آن زمان سالهای زیادی گذشته است.

آن زن گفت : رسول خدا در من تصرف کرد و من هر چهل سال به چهل سال جوان می شوم. متوکل، بزرگان و علما را جمع کرد و راه چاره خواست.

متوکل به آنان گفت: آیا غیر از گذشت سال، دلیل دیگری برای رد سخنان او دارید؟ گفتند: نه.

آنان به متوکل گفتند : هادی علیه السلام را بیاور شاید او بتواند باطل بودن این زن را روشن کند.

امام علیه السلام حاضر شد و فرمود: این دروغگو است و زینب سلام الله علیها در فلان سال وفات کرده است.

متوکل پرسید : آیا غیر از این، دلیلی برای دروغگو بودن هست؟

امام علیه السلام فرمود: بله و آن این است که گوشت فرزندان فاطمه سلام الله علیها بر درندگان حرام است. تو این زن را به قفس درندگان بینداز تا معلوم شود که دروغ می گوید.

http://www.dolatebahar.com/media/image/userdata/859434039-1-Eamam.jpg

متوکل خواست او را در قفس بیندازد، او گفت: این آقا می خواهد مرا به کشتن بدهد، یک نفر دیگر را آزمایش کنید. برخی از دشمنان امام علیه السلام به متوکل پیشنهاد کردند که خود امام علیه السلام داخل قفس برود.

متوکل به امام عرض کرد: آیا می شود خود شما داخل قفس بروید؟! نردبانی آوردند و امام علیه السلام داخل قفس رفت و در داخل قفس شش شیر درنده بود.

وقتی امام علیه السلام داخل شد شیرها آمدند و در برابر امام علیه السلام خوابیدند و امام علیه السلام آنها را نوازش کرد و با دست اشاره می کرد و هر شیری به کناری می رفت.

وزیر متوکل به او گفت : زود او را از داخل قفس بیرون بیاور و گرنه آبروی ما می رود.

متوکل از امام هادی علیه السلام خواست که بیرون بیاید و امام علیه السلام بیرون آمد. امام فرمود : هر کس می گوید فرزند فاطمه (سلام الله علیها) است داخل شود.

متوکل به آن زن گفت : داخل شو. آن زن گفت : من دروغ می گفتم و احتیاج، مرا به این کار وا داشت و مادر متوکل شفاعت کرد و آن زن از مرگ نجات یافت.

منابــع :

- بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۴۹ ح ۳۵ چاپ ایران.

- منتهی الامال ج ۲ ص ۶۵۴ چاپ هجرت.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1393/02/2 توسط شعیب نظری
(تعداد کل صفحات:369)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق مطالب برای پایگاه اطلاع رسانی دلاوران مرصاد محفوظ می باشد